باران بارید اما...
درست شب همان روزی (25دی) که با دلی پر درد و قـلبی آکنده از
انـدوه بـد رگا ه خداوند الـتـما س واسـتغـا ثه کردم ...و از او خواستم قهر
خودرا نا دیده بگیرد و از آنچه در این سرزمین میگذرد با دیده اغماض بنگرد.
ندای، قلبم راشنید و باران بارید..!
باران بارید و مزار دختران وپسران ... و شیرینک مرابا اشک خود خیـس کرد
و مرحمی بردل زخم خورده مان گذاشت.
به خداوند قسم که همان لحظه که قـلم بدست گرفتم و نوشتم ، منتظر
باران بودم ، سا بـقه دعا برای بارش باران و حتی برای قطع باران را داشتم
{ روز 25 اردیبهشت 87 یعنی همان روز سخت و هولناک (مراسم تدفین
جگر گوشه ام ) باران شدیدی میبارید (شاهدان واقفند ) و من سپاسگزار
درگاه خداوند بودم که آسمانش را به یا ری اشکهای من درد مند راهی
کرده بود ...اما وقتی به یا دم آمد که ما داریم میرویم که فرزند د لـبـنـد م
را به خا ک بـسـپا رم و این خا ک اکنون خیس است ،از خدا خواستم
زما نی که به بهشت زهرا می رسیم باران بند آمده باشد.(شاهدانواقفند)
با وجود آنکه شدت بارش باران به حدی بود که گویی شیر آب از آسمان
با ز شده و بر زمین ریزش مینماید و شبیه به باریدن باران نبود ،وقتی
رسید یم نه تنها باران بند آمد بلکه گویی اصلا باران نیامده بود و زمین
خود را آماده کرده بود تا اما نـت مرا در بر بگیرد...!!! ؟؟و این بار هم مورد
اجابت قرار گرفت }
بگذریم ، دعای روز جمعه 25 دی هم مستجاب شد و باران آمد ( تقارن 25
دی و 25 اردیبهست....!!!؟؟ شگفتا که بعضی اوقات چه بنده های
نا شکری میشویم وفراموش میکنیم که فرموده بخواه و من اجابت میکنم...
و براستی که مهربانی و قابل ستایش...
دوست عزیزی که خود را با نام :سمت سرخ سیب معرفی کرده بودی در
نظر خواهی خود بعد ازمشاهده متن ببار ای ابرکم ،
نوشته بودی : دلتنگ شدی و دوست داشتی در زیر باران غسل میکردی
تا پاک شوی..!!؟؟ دوست من نمیدانم در لحظه ایکه شب هنگام باران
میبارید کجا بودی ؟ و آیا باران را دیدی یا نه ؟ اما من امیدوارم دیده باشی
و دلتنگی ات بر طرف شده باشد ...
آری باران زیادی نبارید .. اما...!! بارید...!!.شا ید در جای دیگری از این
سرزمین کودکا نی با کفش های پاره دعا میکردند باران نبارد تا پاهایشان
خیس نشود...؟؟!! و حتما که دعاهای این معصومین به درگاه خداوند
مستجاب تر از من بنده خاطی قرار می گیرد
اما همه ما باید ایمان بیا وریم که خداوند مهربان است ، قادر و تواناست و
همیشه و در همه حا ل ما را از موهبت های خود بی بهره نمی گذارد و
حالا با ید همگی دست به دعا بر داریم واز خداوند متعال بخواهیم که قهر
و غضـبـش را از این سرزمین دور نما ید و همه ما بندگا ن سـیـه رو وخطا
کار را مورد عفو خود قرار دهـد وتمامی نعمات و برکات خود را در این
سرزمین پهنا ور :
شیر زنان و دلاور مردان
بـگستراند و چشم بد را از این آب و خاک به دور دارد و به دشمنانش
چشم بصیرت و دل روشن عطا نماید تا همچنان این :
مـرز و بـوم
در اقتدار و ملتش سر بلندو
برقرار
بماند
پا یـنـد ه ا یرا ن جا ویـد ملت ا یرا ن
من یک مادرم ،